تبلیغات
اَللّهُــــــمَّ عَجِّـــــــل لِوَلیِّــــــکَ الفَــــــرَج - پیشرفت اقتصادی در عصر حکومت مهدوی (1)
دعای فرج

اَللّهُــــــمَّ عَجِّـــــــل لِوَلیِّــــــکَ الفَــــــرَج

ثـــقـــلـــین ، روایت خوشبختی ، ثروت و رستگــاریست و پلی است به سوی ظــهــور ...

پیشرفت اقتصادی در عصر حکومت مهدوی (1)

مطابق روایات در عصر حکومت امام زمان(عج) علاوه بر امدادهای الهی، برنامه‌های مهم، ضروری، گسترده و بر مبنای عدالت اسلامی به بهترین وجه اجرایی می‌شود و مردم شاهد پیشرفت چشم‌گیری در ابعاد مختلف به ویژه در بعد اقتصادی خواهند بود.

آیا پیشرفت همه جانبه اقتصادی در دوران پربار حکومت مهدوی تحقق خواهد یافت؟ اگر چنین است، آیا آن پیشرفت‌ها به سبب امدادهای الهی صورت می‌پذیرد، یا توسط امام زمان(عج) و برنامه‌های اقتصادی دولت کریمه آن حضرت به ثمر می‌نشیند؟

تردیدی نیست که مترقّی‌ترین جامعه بشری از آغاز خلقت تا پایان دنیا، جامعه مهدوی است؛ چرا که عصر ظهور امام زمان(عج) و حکومت مهدوی، از ابعاد برجسته‌ای برخوردار است که یکی از آن‌ها بُعد اقتصادی آن است. این موضوع در موفقیت و گسترش سریع قیام و نیز اقبال عمومی به سوی حکومت عدل گستر آن حضرت، نقش بسزایی دارد.

نظام ارزشی اسلام، خوشبختی دنیا و ‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنیا را مزرعه آخرت معرفی کرده است. بر این مبنا، هر رفتار اقتصادی مفید که در حوزه ارزش‌های اسلامی مجاز باشد، مطلوب و شایسته است.

قرآن کریم یکی از مهمترین عوامل اطاعت از یک حکومت مشروع را تأمین معیشت و ساماندهی اقتصادی آن‌ها معرفی می‌کند. در سوره قریش، آیات 3 و 4 آمده است: «فَلیعبُدوا رَبَّ هذَا البَیتِ، الَّذی اَطعَمَهُم مِن جُوعٍ وَ آمَنَهُم مِن خَوفٍ»، پس باید پروردگار این خانه کعبه را بپرستند. آن خدایی که آن‌ها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و نا امنی ایمن ساخت...


لطفا به ادامه مطلب بروید ...



پس همه نهضت‌ها، انقلاب‌ها و حکومت‌ها ـ خصوصاً یک حکومت الهی - هم برای گسترش یافتن و هم برای باقی ماندن و تحکیم موقعیت خود، نیازمند تکثیر ثروت‌ها، درآمدی مناسب و نیز هزینه بجا و توزیع عادلانه آن‌ها هستند. نیز تردیدی نیست که حفظ دین و فرهنگ دینی و دیگر مظاهر و شؤون دین، همچنین گسترش و تبلیغ آن، نیازمند قدرت مالی و اقتصادی است.

فراهم آوردن رفاه و آسایش و ایجاد شرایطی که در آن، آحاد جامعه جهانی ـ به ویژه مسلمانان ـ از نظر معیشتی در وضعیت خوبی باشند و اضطراب و نگرانی از این ناحیه احساس نکنند، در سرلوحه برنامه‌های کاری حکومت حضرت مهدی(عج) قرار دارد؛ لذا پرداختن به این مطلب که از جمله برنامه‌های قطعی و نتیجه بخش آن حضرت، ایجاد پیشرفت همه جانبه و گسترده اقتصادی است و اینکه وضعیت زندگی و اقتصاد مردم از رونق بی‌نظیری برخوردار خواهد شد، اهمیت بسیاری دارد.

حضرت با توزیع عادلانه بیت‌المال و درآمدها و نظارت دقیق به دستگاه‌های اجرایی و اقتصادی حکومت، زمینه لازم برای رفاه و آسایش همگانی را فراهم خواهند کرد؛ به گونه‌ای که ساکنان آسمان‌ها و زمین، از شرایط به وجود آمده، راضی و خشنود خواهند شد.

موضوع پیشرفت و رونق علم، اقتصاد و کشاورزی در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) از موضوعاتی است که از دوران رسول اکرم(ص) به مسلمانان وعده داده شده است.

*پیشرفت اقتصادی یا توسعه؟

مفهوم پیشرفت، مدت‏هاست که در سایه مفاهیم توسعه قرار دارد و در کشورهای صنعتی و در حال توسعه مورد تکریم است؛ در حالی که این واژه، مفهومی هنجاری - دستوری است که باید بین این واژه و اصطلاحات توصیفی دیگر نظیر «تغییر» و «توسعه» تمایز قایل شد؛ از اینرو، سخن از پیشرفت بدون تلاش جدّی برای یافتن ارزش‏‌های عمیق و قابل تحقق انسانی، گفته‏‌ا‌ی فریبنده و بی‏‌محتوا است.

لذا به جای واژه توسعه، از واژه پیشرفت استفاده شده است، تا به این بهانه به فرق این دو نیز پرداخته شود؛ چنان که حضرت آیت الله خامنه‌ای ـ مدّ ظلّه العالی ـ در این خصوص، طی چند نکته بیان فرمود:

نکته‌ اول، این است که ما وقتى می‌گوییم پیشرفت، نباید توسعه به مفهوم رایج غربى تداعى بشود.... آنچه ما دنبالش هستیم، لزوماً توسعه غربى - با همان مختصات و با همان شاخص‌ها - نیست. غربى‏ها یک تاکتیک زیرکانه تبلیغاتى را در طول سال‌هاى متمادى اجرا کردند و آن، این است که کشورهاى جهان را تقسیم کردند به توسعه‏‌یافته، در حال توسعه و توسعه‏‌نیافته. در وهله اول، انسان خیال می‌کند توسعه‏‌یافته یعنى آن کشورى که از فناورى و دانش پیشرفت‌ه‏اى برخوردار است، توسعه‏‌نیافته و در حال توسعه هم به همین نسبت؛ در حالى که قضیه این نیست،

عنوان توسعه‌‏یافته - و آن دو عنوان دیگرى که پشت سرش مى‏‌آید؛ یعنى در حال توسعه و توسعه‏‌نیافته - یک بارِ ارزشى و یک جنبه ارزش‏گذارى همراه خودش دارد. در حقیقت، وقتى می‌گویند کشور توسعه‌یافته، یعنى کشور غربى، با همه خصوصیاتش؛ فرهنگش، آدابش، رفتارش و جهت‏گیرى سیاسى‏اش؛ این توسعه‌یافته است. در حال توسعه یعنى کشورى که در حال غربى شدن است. توسعه‌‏نیافته یعنى کشورى که غربى نشده و در حال غربى شدن هم نیست... ؛ لذا ما مجموعه غربى شدن، یا توسعه یافته به اصطلاحِ غربى را مطلقاً قبول نمی‌کنیم. پیشرفتى که ما می‌خواهیم، چیز دیگرى است.

مطلب دوم، این است که پیشرفت براى همه کشورها و همه جوامع عالم، یک الگوى واحد ندارد. پیشرفت یک معناى مطلق ندارد؛ شرایط گوناگون - شرایط تاریخى، شرایط جغرافیایى، شرایط جغرافیاى سیاسى، شرایط طبیعى، شرایط انسانى و شرایط زمانى و مکانى - در ایجاد مدل‌هاى پیشرفت، اثر می‌گذارد... .

نکته بعدى هم نکته مهمى است؛ مبانى معرفتى در نوع پیشرفت مطلوب یا نامطلوب تأثیر دارد. هر جامعه و هر ملتى، مبانى معرفتى، مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى‏اى دارد که آن مبانى، تعیین کننده است... مبانى معرفتى ما به ما می‌گوید این پیشرفت مشروع است یا نامشروع؛ مطلوب است یا نامطلوب؛ عادلانه است یا غیرعادلانه.

البته یک نقاط اشتراکى هم وجود دارد که این‌ها در توسعه کشورهاى توسعه‌یافته غربى کاملاً وجود داشته. روح خطرپذیرى - که انصافاً جزو خلقیات و خصال خوب اروپایى‏هاست- روح ابتکار، اقدام و انضباط، چیزهاى بسیار لازمى است. در هر جامعه‏اى که این‌ها نباشد، پیشرفت حاصل نخواهد شد. این‌ها هم لازم است. ما اگر باید این‌ها را یاد بگیریم، یاد هم می‌گیریم؛ اگر هم در منابع خودمان باشد، باید آن‌ها را فرا بگیریم و عمل کنیم (آیت‌الله خامنه‌ای، 1388).

پیشرفت به معنای علم بیشتر یا تکنیک بهتر نیست، مگر آنکه به‏ وسیله هدف‏‌های با ارزش انسانی هدایت و نظارت شوند، و ضروری است که از لحاظ کمّی و کیفی دارای ویژگی‏هایی باشد. پیشرفت نمی‏‌تواند تنها در افزایش کمّی شاخص‌‏ها محدود شود (جمعیت بیشتر یا رفاه بیشتر)؛ بلکه لازم است مطالبی مؤثر و نافذ درباره هدف‏‌های زندگی بشر مطرح کند.

پیشرفت، بهبود در همه ابعاد است. گسترش و بهبود در یک بعد و پسرفت یا توقف در یک بعد دیگر، با تعریف پیشرفت، سازگاری ندارد. اصولاً مقوله پیشرفت برای انسان، در زندگی بهتر و حرکت در مسیر کمال مطرح می‌شود.

اگر هم گاهی از اصطلاح توسعه استفاده کنیم، باید به این نکته اساسی توجه داشته باشیم که تفاوت ویژه توسعه از دیدگاه اسلام با توسعه غربی، هدف نبودن خود توسعه است. توسعه از نظر اسلام، خود، وسیله و ابزاری برای رسیدن افراد به کمال و قرب الهی و مقدمه زندگی آخرتی است که از درون افراد و بر اساس دستورهای شرع، ریشه می‌گیرد.

خلاصه، پیشرفت مورد نظر و تأیید اسلام، وجوه مشترکی با مفهوم توسعه در مکاتب یاد شده دارد؛ ولی این دو از نظر انگیزه و هدف نهایی بر یکدیگر منطبق نیستند؛ زیرا از نظر اسلام، پیشرفت، فرآیند جهت‌دار است و هدف غایی آن، رساندن انسان به کمال نهایی و شایسته‌ اوست که در جهان‌بینی اسلامی، کمال نهایی انسان، قُرب اِلی ‌الله است. تأمین رفاه مادی انسان در حدّ معقول، در مقایسه با هدف نهایی ـ یعنی تقرّب به خدا ـ به عنوان هدفی متوسط و به منزله ابزاری برای رسیدن به هدف نهایی است.

بنابراین مفهوم پیشرفت از دیدگاه اسلام، وسیع‏تر از آن است که فقط در ابعاد مادی هستی بگنجد، بیانات در دیدار نخبگان علمى و اساتید دانشگاه‌ها:

*مفهوم توسعه

این پیشرفت علمى، اگرچه که با فراگیرى علم از کشورها و مراکز پیشرفته‌تر علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشک این است - اما فراگیرى علم یک مسأله است، تولید علم یک مسأله دیگر است، نباید ما در مسأله‌ علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگى ایجاد بشود، یک پیشرفت‌هایى پیدا خواهد شد؛ در این شکى نیست؛ لیکن دنباله‌روى، نداشتن ابتکار، زیر دست بودن معنوى، لازمه‌ قطعى این چنین پیشروى‌اى است و این جایز نیست.

از دهه چهل میلادی به این سو، «توسعه» به صورت اصطلاحی در اقتصاد رواج یافته است. در آغاز، توسعه را مترادف «رشد تولید ناخالص داخلی» می‏دانستند (زاکس، 1377: ص22)؛ امّا با گذشت یک دهه، تجربه کشورهایی که برای تحقّق توسعه، راه افزایش تولید ناخالص داخلی را پیموده بودند، نشان داد که توسعه تنها پدیده‏ای اقتصادی نیست؛ بلکه حالتی است که ابعاد دیگر نیز دارد؛ ابعادی همچون توسعه سیاسی، توسعه اجتماعی، و مانند آن‌ها.

با گذشت زمان، مفهوم توسعه دارای ابعاد گوناگون و گسترده دیگری نیز شد؛ به گونه‏ای که امروزه شامل توسعه محیط و توسعهی انسانی نیز می‏شود.

«توسعه» به فراگردی گفته می‌شود که در آن، جامعه از وضعی نامطلوب به وضعی مطلوب متحوّل می‌شود. در فرآیند توسعه، استعدادهای سازماندهی جامعه از هر جهت ـ چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ـ بارور و شکوفا می‌شود.(احمدی، 1387:ص19).

و اما افزایش ثروت اقتصادی برای خوب زیستن ساکنان سرزمین را «توسعه اقتصادی» می‌نامند. خوب زیستن ایجاب می‌کند شخص بتواند خوب کار کند، خوب مصرف کند، از تحصیلات کافی برخوردار شود، بداند که در زندگی چه انتخاب‌هایی دارد، با سلامتی زندگی کند و در زمینه‌های مختلف از امنیت برخوردار باشد (خلعتبری، 1385: ص636). از این تعریف نیز فرق دیدگاه اسلام در تعریف توسعه و نیز جایگزینی واژه پیشرفت معلوم می‌شود.

امروزه، اقتصاد در نظام‌های مختلف جهانی، گرفتار نوعی رکود و کاستی جدّی در چهار عاملِ تولید، درآمد، اشتغال و تجارت شده که حاصل نقص در سیستم مدیریتی و سیاست‌های استعماری، ظالمانه یا انحصاری حاکمان و حکومت‌ها است. بی تردید، کاستی‌های بهره‌وری از منابع و ابزار را نیز باید بدان افزود.

*معنای اقتصاد و اقتصاد اسلامی

در تعریف اقتصاد گفته‌اند: «اقتصاد» از کلمه قصد به معنای میانه‌روی است و «علم اقتصاد» یکی از رشته‌های علوم اجتماعی است که در باب کیفیتِ فعالیت‌های مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی مطالعه می‌کند که بر امور مذکور حاکم است. چون میان اقتصاد اسلامی و اعتدال، ارتباط وجود دارد، موجب این شده است تا عنوان اقتصاد برای آن به کار گرفته شود (جبران مسعود، 1376: ج1، ص227).

در عصر ائمّه(ع) به جای اقتصاد، تقدیر در معیشت برای مسایل مالی به کار می‌رفت؛ چنان که امام صادق(ع) می‌فرماید:

اصلاح امور مردم جز به وسیله سه چیز تحقّق نمی‌یابد؛ تفقّه در دین، صبر و تحمّل مشکلات، و حسن تقدیر در معیشت(حرّ عاملی، 1403ق: ج12، ص41).

همان‌گونه که در حوزه‌ سیاست و فرهنگ، دو مبنای دین و سکولاریسم معنا دارد، در حوزه‌ اقتصاد هم این تقسیم‌بندی جاری است و اقتصاد هم به دینی و غیردینی تقسیم می‌شود. الگوهای سوسیالیستی و سرمایهداری، دو گرایش اقتصاد مادی به شمار می‌آیند.

اگر اقتصاد بتواند معطوف به تعالی انسان باشد، بین فعالیت‌های اقتصادی و تعالی معنوی و تقرب انسان، ارتباط حقیقی برقرار شده، تلاش‌های اقتصادی در جهت قرب قرار می‌گیرد.

*امدادهای الهی و شکوفایی اقتصادی در عصر ظهور

بی‌تردید، یکی از عوامل مهم و کارساز در شکوفایی و پیشرفت اقتصاد در عصر ظهور، امدادهای الهی است که در حقیقت نتیجه و ثمره پرهیزکاری، عدالت محوری، رعایت احکام و اجرای اوامر خدای متعال به وسیله رهبر و امام آن عصر و نیز بیشتر پیروان آن حضرت هست.

این، وعده الهی است که رعایت این امور، نزولات و برکات آسمانی را در پی خواهد داشت، و موجب رونق چشم‌گیر کشاورزی و رشد محصولات زراعتی خواهد شد. در آیه 96 از سوره اعراف می‌خوانیم:

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ وَ لکن کذَّبُوا فَأَخَذْناهُم بِما کانُوا یکسِبُونَ»، و اگر مردمى که در شهرها و آبادی‌ها زندگى دارند، ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها مى‏‌گشاییم؛ ولى آن‌ها حقایق را تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.

امیرالمؤمنین(ع) نیز در این رابطه فرموده است: «بِالْعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَکاتُ» (آمدی تمیمی، 1407ق: ج1، ص291)، با عدالت برکت‌ها فزونی می‌یابد.

در اینکه منظور از برکات زمین و آسمان چیست، در میان مفسران، گفت‌وگو است؛ بعضى آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر کرده‌‏اند و بعضى به اجابت دعا و حل مشکلات زندگى؛ ولى این احتمال نیز وجود دارد که منظور از برکات آسمانى، برکات معنوى، و منظور از برکات زمینى برکات مادى باشد.

با توجّه به آیات گذشته، تفسیر اول، از همه مناسبتر است؛ زیرا در آن آیات که مجازات‌هاى شدید مجرمان و طغیان‌گران را شرح مى‏‌داد، گاهى اشاره به فرود آمدن سیلاب از آسمان، و طغیان چشمه‏‌ها از زمین (همانند طوفان نوح) و گاهى اشاره به صاعقه‏‌ها و صیحه‏‌هاى آسمانى و گاهى زلزله‏‌هاى وحشتناک زمینى شده بود.

در آیه مورد بحث، این حقیقت مطرح است که این مجازات‌ها واکنش اعمال خود آن‌ها بود؛ وگرنه اگر انسان پاک و با ایمان باشد، به جاى اینکه عذاب از آسمان و زمین فرا رسد، برکات خدا از آسمان و زمین بر او مى‌‏بارد. این انسان است که برکات را تبدیل به بلاها مى‌‏کند.

قابل توجه، اینکه ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول برکات الهى مى‏‌شود، بلکه باعث مى‏‌گردد که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته، در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود؛ برای مثال، امروز ملاحظه مى‏‌کنیم که بخش بسیار مهمى از نیروهاى انسانى و منابع اقتصادى در مسیر مسابقه تسلیحاتى و ساختن سلاحهاى نابود کننده صرف مى‏‌شود. این‌ها مواهبى فاقد هر گونه برکت هستند و به زودى از میان مى‏‌روند و نه تنها نتیجه‏‌اى نخواهند داشت، ویرانى هم به بار مى‌‏آورند؛ ولى اگر جوامع انسانى ایمان و تقوا داشته باشند، این مواهب الهى به شکل دیگرى در میان آن‌ها در مى‏‌آید، و طبعاً آثار آن، باقى و برقرار خواهد ماند و مصداق کلمه برکات خواهند بود(مکارم شیرازی، 1373: ج6، ص266).

در عصر رهایى، مردم از گمراهى دست برداشته، و هدایت مى‏‌یابند و این، دلیل بر جهانى‏شدن اسلامِ راستین و گرایش و ایمان مردم به حکومت جهانى حضرت بقیة اللَّه الأعظم(عج) است.

در آن عصر فرخنده برخلاف این عصر تلخی و ناکامى، همه مردم جهان به دستورات رسول خدا(ص) و آیین اسلام ایمان مى‏آورند و بر اساس اعتقاد به خدا تقوا را پیشه مى‌کنند.

بدیهى است دستورات رسول خدا(ص) جز پیروى از مکتب اهل بیت(ع) و قرآن کریم چیز دیگرى نیست و اجر رسالت آن بزرگوار، جز مودّتِ ذوى القربى نیست،

خداوند در قرآن کریم مى‏فرماید: «قُلْ لا أَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى»(شورى:23)، بگو بر رسالت خود پاداشى از شما نمى‏خواهم، مگر مودّت ذوى القربى را.

در عصر رهایى بر اثر تکامل عقلى مردمان جهان، گفتار رسول خدا(ص) را مى‏‌پذیرند و مودّتِ خاندان وحى(ع) را دارا مى‌‏شوند. مقصود از مودّت اهل بیت(ع)، محبّتى است که باعث تقرّب انسان به آنان شود.

بنابراین، ایمان و تقواى عمومى جامعه که با گرایش به خاندان وحى(ع) و دارا شدن مودّت آنان جلوه‏گر مى‏شود، راز گشوده‏شدن درهاى آسمانى و نزول برکات الهى است. پس اگر از اوّل بعثت مردمان گفتار پیامبر(ص) را مى‏‌پذیرفتند و دست از مقام ولایت خاندان وحى برنمى‏‌داشتند، تیرگى‏‌ها و تاریکى‏‌هایى که جهان را به ظلمت و تباهى کشیده است، پیش نمى‏آمد و خداوند کریم از عطاى نعمت‌ها و برکات آسمانى دریغ نمى‏‌ورزید.

در خصوص امدادهای الهی در عصر ظهور، به دو موضوع در روایات تصریح شده است:

1- نزول باران و برکات الهی

از جمله امدادهای الهی که در عصر طلایی ظهور حضرت حجّت(عج) و دوران حکومت مهدوی صورت می‌پذیرد، نزول باران‌های مفید و ثمربخش است. نظر به اینکه یکی از مهمترین منابع طبیعی و اصلی حیات و زندگی، آب است که عامل مهمّی برای پیشرفت اقتصادی ـ به ویژه کشاورزی ـ است، این ویژگی عصر امام زمان(عج) از اهمیت بسیاری برخوردار است.

حاکم نیشابوری در مستدرک، حدیث مشروحی از ابوسعید خدری از پیامبر اکرم(ص) نقل می‏‌کند که فرمود: در آخر زمان، بلای شدیدی بر امّت من از سوی سلطان آن‌ها وارد می‏شود؛ بلایی که شدیدتر از آن شنیده نشده است؛ تا آنجا که زمینِ وسیع و گسترده بر آن‌ها تنگ می‏‌شود، و تا آنجا که زمین پر از جور و ظلم می‌شود و مؤمن پناهگاهی برای پناه جستن به آن از ظلم نمی‏‌یابد. در این هنگام، خداوند متعال مردی از عترتم را مبعوث می‏کند که زمین را پر از عدل و داد کند، آن گونه که از ظلم و ستم پر شده بود. ساکنان آسمان-فرشتگان- از او خشنود می‏‌شوند و همچنین ساکنان زمین. زمین تمام بذرهای خود را بیرون می‏‌فرستد و بارور می‏‌شود، و آسمان تمام دانه‏‌های باران را بر آن‌ها فرو می‏‌بارد، و همه جا را سیراب و پر برکت می‏‌کند.

حاکم بعد از ذکر حدیث می‏‌گوید: این حدیث، صحیح است هر چند بخاری و مسلم آن را در کتاب خود نیاورده‌‏اند.

امام صادق(ع) می‌‏فرماید: «اِنّ قُدّامَ القائِمِ لَسَنَةً غَیداقَةً یفْسُدُ فِیها الثَّمَرُ فِی النَّخْلِ فَلا تَشُکوا فِی ذلک»(اِربلی، 1381ق: ج2، ص462 ؛ طوسی،1386: ص762)، در آستانه قیام قائم سالی پر باران خواهد بود که در اثر آن، خرما بر روی نخل می‌‏پوسد. پس در این تردیدی به خود راه ندهید.

نیز آن حضرت فرموده است: «وَ إِذَا آنَ قِیامُهُ مُطِرَ النَّاسُ جُمَادَى الْآخِرَةَ وَ عَشَرَةَ أَیامٍ مِنْ رَجَبٍ مَطَراً لَمْ یرَ الْخَلائِقُ مِثْلَهُ...»(اِربلی،1381ق: ج2، ص463)، وقتی که زمان قیام قائم نزدیک شود، بر مردم باران فرو خواهد ریخت، در ماه جمادی‏الثانی و ده روز رجب؛ بارانی که مانندش دیده نشده است.

نزول باران و برکات الهی در آن عصر، آنچنان پی در پی و به اندازه بر زمینِ نیازمند می‌بارد که بیشترین سر سبزی را در روی زمین ایجاد می‌کند؛ لذا روایت است که پیامبر اسلام(ص) فرمود: خداوند، باران را از آسمان همواره بر آن‌ها بفرستد، و از زمین چیزی از گیاه نماند، مگر اینکه سبز شود.(اِربلی، 1381ق: ج2، ص382).

2- برکات استثنایی زمین

در عصر ظهور بر اثر ایمان و تقوا، برکات الهى از زمین و آسمان بر آنان وارد مى‏شود؛ به گونه‏اى که از هر درخت، هر نوع میوه‏اى که خدا اراده کند چیده مى‏شود. همچنین میوه‏ها - بر اثر یکسان شدن هوا در همه فصل‏ها - مخصوص یک فصل نیست؛ میوه تابستان در زمستان هم بر درختان وجود دارد و میوه زمستان در تابستان نیز بر درختان هست.

مسأله برکت، حقیقت بزرگى است که جهان در عصر ظهور بر اثر وجود آن، چهره‏اى دیگر به خود خواهد گرفت و بر اثر وجود برکت و نازل شدن آن بر مردمان عصر ظهور، گرفتارى‏‌هاى دوران تاریک غیبت برطرف مى‏‌شود، و گشایش و فراوانى، سراسر گیتى را فرا می‌گیرد. به این گونه، جهان چهره‏اى دیگر از خود نشان میدهد، و در آن عصرِ گشایش و شکوفایى، شکوفه‏‌هاى قدرت و توانگرى سراسر زمین را پر مى‏‌کند و نشانى از فقر و تنگدستى باقى نخواهد ماند.

در آن عصرِ همایون، ضعف، ناتوانى و شکستگى، شکست خواهند خورد و قدرت، توانایى و خجستگى، جایگزین آن‌ها خواهند شد. برکت توسّط فرشتگانِ الهی به وجود مى‌‏آید. از نظر دید مادّى، مثلاً گندم فقط به وسیله بذر و آب و خاک به وجود مى‏‌آید؛ ولى از دیدگاه کسى که با امور غیر محسوس آشنایى دارد، ایجاد اشیا منحصر به وسایل عادّى و طبیعى نیست؛ بلکه از راه‏هاى غیر طبیعى نیز محصول طبیعى ایجاد مى‏شود.

از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که فرمود: «تَزیدُ المِیاهُ فی دَولتِهِ، وَ تمدّ الانهار و تضاعِف الارض اُکلَها»(مقدّسی شافعی، 1386: ص200)، آب‌ها در دولت او-حضرت مهدی(عج)- فراوان می‌شود، و زمین برکات خویش را چند برابر می‌کند.

*برنامه‌های اقتصادی حکومت مهدوی در عصر ظهور

هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه‌ریزی در زندگی خویش پی بُرد، آن را در نظام‌های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری، مورد توجه قرار داد. امروز می‌بینیم که ساختار وجودی سازمان‌ها پیچیده شده‌اند که بدون برنامه‌ریزی‌های دقیق نمی‌توانند به حیات خود تداوم بخشند. برای دست یافتن به هدف مورد نظر، باید پیش از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه‌ریزی کافی صورت گیرد.

از اینرو، نقش برنامه‌ریزی صحیح و تأثیر آن در رونق و پیشرفت امور جامعه بسیار مهم است؛ و پیداست که برنامه‌ریزی اقتصادی نیز از ضروری‌ترین کارها برای دستیابی به پیشرفت است.

امام علی(ع) می‌فرماید: «لا فقرَ مَعَ حُسنِ تَدبیر»(آمدی تمیمی، 1407ق: ج2، ص370)، با تدبیر و برنامه‌ریزی خوب، دیگر فقری نخواهد ماند.

آنچه از روایات به دست می‌آید، بیانگر این حقیقت است که در عصر حکومت امام زمان(عج) علاوه بر امدادهای الهی، برنامه‌های مهم، ضروری، گسترده و بر مبنای عدالت اسلامی به بهترین وجه، اجرایی می‌شود و مردم شاهد پیشرفت چشم‌گیری در ابعاد مختلف ـ به ویژه در بعد اقتصادی ـ خواهند بود.

ما در اینجا، با توجه به احادیث اهل بیت(ع) به برنامه‌های اقتصادی حضرت حجّت(عج) که باعث رونق و رفاه عمومی می‌شود می‌پردازیم:

*پیشرفت علم و دانش

مسلّم است که علم و دانش و رشد فکری و فرهنگی، نقش بسزایی در تکامل و پیشرفت انسان و جامعه انسانی دارد، و بسیاری از مشکلات سر راه تکامل را رفع می‌کند. در عصر انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) یکی از امور، پیشرفتِ عجیب علوم در تمام زمینه‌هاست.

در حدیثی از امام صادق(ع) چنین می‌خوانیم: دانش،27  حرف -شعبه و شاخه- است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آورده‌اند، دو حرف بیش نبوده است و مردم تا‌کنون جز آن دو حرف را نشناخته‌اند؛ ولی هنگامی که قائم ما قیام کند، 25 حرف دیگر را آشکار می‌کند و در میان مردم منتشر می‌سازد و دو حرف دیگر را به آن پیوند می‌دهد، تا 27 حرف کامل و منتشر شود (مجلسی، 1404ق: ج52، ص336).

این پیشرفتِ علمی، نه تنها در علوم انسانی، بلکه در علوم صنعتی، اقتصادی و غیر این‌ها نیز پدید خواهد آمد. در آن عصر طلایی، رهبر آن حکومت، که امام زمان(عج) است بر تمام علوم اشراف کامل دارد، و دانش او با دانش هیچ دانشمندی قابل قیاس نیست، و همه را از چشمه‌سار علم خود بهره‌مند می‌کند.

لذا، آن بزرگوار همچون جدّش امیرالمؤمنین(ع) ندا سر می‌دهد که «سَلونی قبلَ اَن تَفقِدونی، فاَنَّ بَینَ جَوانِحی عِلماً جَمّاً»(مجلسی، 1404ق: ج52، ص272)، قبل از آنکه از میان شما بروم، هر گونه سؤالی دارید از من بپرسید؛ چرا که سراسر وجودم سرشار از علم و دانش است.

امام باقر(ع) نیز رشد عقلی بندگانِ خدا را - که با تصرّفِ تکوینی، در عصر ظهور به وقوع می‌پیوندد - مورد توجه قرار می‌دهد و می‌فرماید: «اذا قام قائِمُنا وَضَعَ اللهُ یدَه عَلی رُؤوسِ العِبادِ، فَجَمَعَ بها عُقولَهم وَ کمُلَت بِهِ اَحلامُهُم»(کلینی، 1405ق: ج1، ص25 ؛ حرّ عاملی، 1366: ج6، ص367)، وقتی که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان قرار می‌دهد و به وسیله آن، عقول ایشان جمع شده، افکارشان با آن تکمیل می‌‌شود.


ادامه دارد...


منبع : موعود




طبقه بندی: مهدویت،
برچسب ها:پیشرفت اقتصادی در عصر حکومت مهدوی،
[ شنبه 18 مهر 1394 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ انتظار سبز ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار

پشتیبانی

ابزار وبلاگ

SusaWebTools
SusaWebTools